سلام به همگی!
نمیدونم
تعطیلاتو چه جوری گذروندین اما امیدوارم حسابی بهتون خوش گذشته باشه و
نفسی تازه کرده باشین آخه از قرار معلوم کم کم باید خودمونو واسه ترم جدید
آماده کنیم.خدا به داد برسه!!!
حالا که لطف کردین و به وبلاگ سر زدین,بد نیس به ادامه مطلبم یه سر بزنین(یه وقت کله نزنینا!سر بزنین)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت
5:4 PM  توسط سارا خالقی
|
+ نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت
9:56 AM  توسط مهسا مهدیان
|
سلام مجدد به دوستان عزیز
راستش امید بستن به این وبلاگ خطاست. این وبلاگ مدت هاست که خاموش شده. هرچند بسیاری از دوستان سعی در احیای آن داشتند ولی بنده اعلام می کنم که دیگه هیچ پستی از طرف بنده در این وبلاگ قرار نمی گیره.
"تا شقایق هست زندگی باید کرد "
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت
2:29 PM  توسط مهدی
سلام دوستان
امروز اومدم دو تا مطلب بذارم یکی از مناجات های امیرالمومنین علی (ع) و یکی هم یه مطلب طنز امیدوارم که خوشتون بیاد
چند روز پیش شبکه شیراز فرازی از مناجات های امیرالمومنین رو پخش کرد به هر نحوی بود از مفاتیح الجنان پیداش کردم و سحر ها می خونم. معنی یه قسمت هاییش واقعا تکان دهنده است:
" خداوندا از پیشگاهت امان می خواهم آن روزی که نه مال به کار می آید و نه فرزندان"
"خداوندا از پیشگاهت امان می خواهم آن روزی را که انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندان خود می گریزد"
خلاصه دعای بسیار قشنگیه از مفاتیح پیداش کنید و تو سحر های باقی مانده لذت ببرید.
اما مطلب طنز:
زن از نظر علم شیمی:
این عنصر بیشتر به صورت آزاد یا ترکیب همراه با اکسید ناز در منازل یافت می شود و برای بدست آوردن آن باید مقداری اکسید اسکناس و کادیلاک چهار ظرفیتی داشت. بعضی از این عناصر زشت و بد قیافه هستند و میل شدیدی به کربنات پودر و سولفات کرم و نیترات ماتیک دارند و بعد از ترکیب با این عناصر قیافه نسبتا قابل تحملی پیدا می کنند. بعضی دیگر از این عناصر دارای خاصیت شوهر آزاری می باشند که برای خنثی کردن آن ها باید مقداری نیترات کتک و اسید دشنام ترکیب کرده و در اثر این واکنش مقداری گاز جیغ متصاعد می شود و عنصر به صورت ملایم در گوشه ای از اتاق ته نشین می شود.
" موفق باشید"
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت
5:39 PM  توسط مهدی
|
دلم نیومد این چند روز هم مثل بقیه روزها بگذره و اسمی از نقش اول داستان این روزهای ماه رمضان و اصلاً نقش اول تاریخ انسانیت، آورده نشه ...
از درد حقیقی علی چه می دانیم؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت
12:49 PM  توسط لیلا محسنی
|
پرده از اسرار عالم باز شد / یا علی گفتیم و عشق آغاز
شد
كوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد.
رفت كه دنبال خدا بگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.
نهالی رنجور و كوچك كنار راهایستاده بود، مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جادهبودن و نرفتن؛
درخت زیرلب گفت: ولی تلخ تر آن است كه بروی وبیرهاورد برگردی. كاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست...
مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت.
و نشنید كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسی نخواهددید؛ جز آن كه باید.
مسافر رفت و كولهاش سنگین بود. هزار سال گذشت،
هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و
ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم كرده بود...
به ابتدای جاده رسید. جادهای كه روزی از آن آغاز كرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود.
زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید.
مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت.
درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داری، مرا هم میهمان كن.
مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالی است و هیچ چیز ندارم.
درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز
داری.اما آن روز كه میرفتی، در كولهات همه چیز داشتی، غرور كمترینش
بود، جاده آن را از تو گرفت.
حالا در كولهات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در كوله مسافر ریخت...
دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم وپیدا نكردم و تو نرفتهای، این همه یافتی!
درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ، و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست
...
این داستان برداشتی است از فرمایش حضرت علی
"من عرف نفسه فقد عرف ربه"
آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است...
**شهادت مظلومانه آن حضرت بر همگان تسلیت باد**
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت
8:22 PM  توسط سارا خالقی
|
بعد از چند روزی که وبلاگ یه نفس راحتی از نبودن من کشید! بازم ...
بازم یه پست جدید و البته کمی متفاوت برای همه کسانی که اعضاء ثابتند و همچنین کسانی که زیرپوستی !! وبلاگ رو دنبال می کنن.
فقط یه توضیح راجع به عنوان :
پستهای " زاویه دید" در حقیقت سری جدید همون دلنوشته های گذشته ست البته با زاویه دید کمی متفاوت ...
ضمناً قصد هیچ گونه نتیجه گیری خاصی رو ندارم و برداشت از این نوشته ها هم ، همچون گذشته آزاد ! است ...
راستی
از بهشت و دوزخ درونمان چه خبر ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت
10:44 PM  توسط لیلا محسنی
|
پیدا کردن رابطه این عکس با مطلب ادامه مطلب به عهده شماست!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت
6:4 AM  توسط حامد hetfield
|
فکرخلاق=سیاست=کیاست

دوتا داستان تو این پست میذارم که یکیش طنره و اون یکی آموزنده!(چه شود!!)
امیدوارم نیمه پر لیوان دیده بشه !.!.!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت
10:24 AM  توسط محمد
|
فقط چند تا سوال در قالب یک تست هوش ؟!
البته هیچ ربطی به آی کیو! و همچنین ای کیو !
نداره!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت
10:33 PM  توسط لیلا محسنی
|
با سلام خدمت دوستان
بعد از مدت های مدیدی بالاخره تشریف آوردم
خیلی خوش اومدم!!!
با توجه به ماه رمضون و ممنوع بودن سفر
گفتم یه سر بیارمتون شیراز تا دلتون جلا پیدا کنه
لطفا برین به ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت
6:14 PM  توسط مهدی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت
11:18 AM  توسط مهسا مهدیان
|
سلام به همگی
مثل اینکه کم کم باید خودمونو واسه یه مهمونی بزرگ آماده کنیم. اما یه وقت وبلاگو فراموش نکنینا! نه که وبلاگ دست به لالاشم خوبه!!! اگه یه آن به حال خودش رهاش کنیم باز مکافات داره بیدار کردنش از خواب ناز!
ضمنا دست همه ی هم وبلاگیای عزیز هم درد نکنه که تا اینجا تو آباد کردن وبلاگ زحمات زیادی کشیدن.
و در آخر
فرارسیدن ماه مبارک رمضانو به همه تبریک میگم.
التماس دعا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت
12:45 PM  توسط سارا خالقی
|
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت
1:38 AM  توسط لیلا محسنی
|
+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت
8:30 PM  توسط لیلا محسنی
|